این انتخابات تنها یک انتخاب ساده نیست. در این جا یک اعتراض جدی به وضع موجود نیز وجود دارد و برای این اعتراض راه های گوناگونی وجود دارد. در زمانه ای که "رسانه ملی" که قرار است بر اساس قانون اساسی متعلق به تمام شهروندان ساکن درایران باشد، تبدیل به تریبون اختصاصی یک عده ی خاص شده است. خیابان های شهر های بزرگ و کوچک سرتاسر ایران تبدیل به "رسانه مردمی" شده اند.
در شرایطی که حتی شخصیت های تراز اول خود نظام جمهوری اسلامی نمی توانند برای دفاع از خود و خانواده شان که مورد اتهام قرار گرفته اند چند دقیقه وقت از صدا و سیما بگیرند. دیگر نباید بها ین صدا و سیما لقب "رسانه ملی " داد. در این جا است که مردم به دنبال رسانه های جایگزین می روند.
در میان رسانه های جایگزین اگر از شبکه های ماهواره ای، روزنامه ها، سایت های اینترنتی، سی دی، موبایل و.... بگذریم. باید خیابان های را به عنوان اصلی ترین رسانه ی جایگزین صدا و سیمای اختصاصی در نظر بگیریم.
خیابان ها ویژگی دارند که دیگر رسانه ها از آن برخوردار نیستند. خیابان محلی است که تمام اقشار مردم ورای تفاوت های جنسیتی، طبقاتی، سنی، قومیتی و... به صورت آزاد و با داشتن امکان برابر به آن دسترسی دارند. خیابان ها مکان های هستند که زندگی روزمره در آن جاری است. سیاست ورزی در خیابان، دیگر یک امر اختصاصی یک طبقه خاص که امکانات مادی و معنوی را در دست خود متمرکز کرده است، نیست. سیاست ورزی در خیابان یک امر عمومی متعلق به تمام شهروندان است. سیاست ورزی در خیابان جزئی از متن زندگی روزمره مردم شده است.
خیابان ها اکنون رسانه ی اقشار بی رسانه است. اقشاری که به دلیل دسترسی نداشتن به امکانات مادی و معنوی از داشتن دیگر رسانه ها محروم هستند تنها خیابان ها را در دستان خود دارند. این اقشار که اکثرا از طبقات فرو دست جامعه هستند برای بروز خود و مطالبات شان چیزی جز خیابان ها، حنجره هاو مشت های شان ندارند. در این جا است که یک جنبش خیابانی شکل می گیرد. جنبشی که تمام سویه های کنش گری اجتماعی ـ سیاسی و حتی فردی را با خود دارد. جوانان برای بروز خود و برای این که دیده شوند برای اینکه متفاوت بودن و خواست های متفاوت خود را به نمایش بگذارند سبز رنگ شده اند.
این جوانان رادیکال ترین شعارهای سیاسی را در قالب ترانه های محبوب و گاها بسیار ساده و سطحی شان بیان می کنند. در کنار کنش گری سیاسی به فکر رقص و پایکوبی هم هستند. در کنار تمام این ها بحث و گفت و گوی سیاسی را در یک فضای دموکراتیزه شده تجربه می کنند. این جوان دیگر نمی ترسند که در خیابان با صدا بلند خواست هایشان را بگویند. دیگر با دیدن پلیس که قرار است نظم خیابان ها و شهر را حفظ کند فرار نمی کنند بلکه جلوی پلیس با حفظ آرامش خود می ایستند. چون خیابان ها را متعلق به خود می دانند.
اگر چند روز گذشته به خیابان ها سر کشیده باشید. می بیننیدکه کدام بخش از جوانان بیشتر برای بروز خود به خیابان آمده اند. اکثر این جوانان از طبقات فرودست جامعه هستند که از داشتن کوچکترین رسانه ای برای بیان و بروز خود محروم بوده اند. این افراد به خاطر فقر مادی حتی از رفتن به مراکز آموزش عالی هم محروم مانده اند. بسیاری از این جوان شغل و در آمد مناسبی ندارند. از نظر صحبت کردن و فن بیان بسیار ابتدایی و سطحی حرف می زنند. اما خواست های خود را به صورت ملموس و واقعی بیان می کنند. این افراد همان جوانان کوچه و بازاری هستند که نایدیده گرفته شده اند. کسانی که تنها به آنان به شکل برگه های رای نگریسته شده بود که به زور دروغ، سیب زمینی، چک پول های نفتی، تحریک احساسات ضد سرمایه دارانه شان به شکل انحرافی در قالب شعار های دروغین مبارزه با فساد و..... می خواستند رای شان را به سمت رئیس جمهور کنونی منحرف کنند.
این جوانان همیشه حذف شدگان تاریخ هستند که می توانند پشتوانه خوبی برای پوپولیسم و فاشیسم باشند. متاسفانه در چند سال گذشته هم به خاطر بی توجهی روشنفکران جامعه ی ما و تسلط افکار نئولیبرالی در میان روشنفکران ما این گونه نیز شده بود. اما اکنون مسئله برعکس شده است. خوشبختانه این بار این جوان هستند که برای نجات جامعه به خیابان ها سرازیر شده اند.
همین جوانان هستند که اکنون پیشانی جنبش تغییر وضع موجود را هدایت می کند.این جوانان هستند که سبز پوشان خیابان های خاستری شده اند تا رنگ دیگری به شهر دود گرفته ما بزنند. این جنبش تنها یک انتخابات نیست بلکه یک امکان بروز به شکلی متفاوت و یک تجربه سیاسی در عرصه ی عمومی است. دیگر کنش گری سیاسی محدود به یک عده خاص نشده. کنش سیاسی دیگر یک کالای لوکس نیست بلکه یک امر ضروری در زندگی روزمره است.
این انتخابات متفاوت ترین انتخابات در ۳۰ سال گذشته بوده است چون این بار خیابان ها محل دادن رای هستند. این بار صندوق های اصلی رای در خیابان ها برپا شده است. این بار مردم با شجاعت و به قول میر حسین موسوی:" آزاد از ترس" در خیابان ها خواست تغییر وضع موجود را فریاد می زنند. دراین شرایط بگذارید ساعت ها وقت اضافه به پاسداران وضع موجود بدهند که در یک جعبه ی شیشه ای با جادو گری به توجیه وضع موجود بپردازند. مطمئن باشید چند دقیقه حضور میلیونی سبزپوشان در خیابان ها تمام این دروغ گویی ها را رسوا خواهد کرد.