
در شهری که همه چیز بر مبنای جنسیت آدم ها تقسیم شده است نمی توان حتی یک تابلوی تبلیغاتی را هم تحمل کرد تا زمانی که جنسیت سوژه ی آن تعیین نشده باشد. برای همین به ماژیک ها پناه می بریم.

در شهری که همه چیز بر مبنای جنسیت آدم ها تقسیم شده است نمی توان حتی یک تابلوی تبلیغاتی را هم تحمل کرد تا زمانی که جنسیت سوژه ی آن تعیین نشده باشد. برای همین به ماژیک ها پناه می بریم.

خدا زیباست. حجاب زیباست. رعایت حجاب الزامی است. در نتیجه خدا حجاب است و البته رعایت اش هم الزام آور است پس شما خود را ملزم به رعایت خدا می دانید.
پس لطفا
در این مکان خدا را رعایت کنید.
خدا حجاب است تا زمانی که به جای آن که به گرد خورشید خویشتن خود نچرخیم( اومانیسم) و صرفا گرد خورشیدی موهومی که بر اثر حجاب نیز کسوف کرده است، می چرخیم. رعایت حجاب اسلامی در مکان های مختلف زیست روزمره شهری مان الزامی است.

اما گویا در سرتاسر این سرزمین پر گوهر و با عظمت آریایی ـ اسلامی مان نیز باید شئونات اسلامی را رعایت کنیم. به نظرتان رعایت کردن شئونات اسلامی در سفر یعنی چه؟
در مورد شخص من یعنی این که زمانی که اتوبوس در سر پلیس راه توقف می کند نباید تندی بدوم بیرون و "سرپا" قضای حاجت کنم. در مورد شما چه؟
به نظر می رسد به واقع شئونات اسلامی را در سفر باید رعایت کرد چون "الزامی" است. این الزام آور بودن رعایت شئونات اسلامی در سفر در گذشته چنان در وجود تک تک ما نهادینه بود که نیازی به "اداره نظارت بر اماکن" و پارچه نوشته هایش نبود. اما گویا تیزاب زندگی مدرن به تن آقایان خورده است که امر قدسی را چنان زمینی کرده اند که برای رعایت اش دست به دامان پارچه نوشته ها شده اند.
عین بچه های ندید بدید راه افتادیم تو خیابون با دستگاه جدیدمان هی عکس می گیریم. فعلا یک بخشی در وبلاگم باز کردم به نام " از پشت فریم کاچوئی مشکی" عکس هایم را با چند خط توضیح این جا می گذارم شاید در آینده یک فتو بلاگ به همین نام زدم.
در راستای ادامه پروژه ی نقد عمیق توالت های عمومی باید بگویم که بعد از جدا سازی جنسیتی در فضای شهری و توالت های عمومی اکنون با پدیده ی طبقاتی کردن توالت های عمومی در این جا مواجه هستیم.
توالت عمومی یک بخش از شهر است و به تبع این امر هر آن چه که در شهر جاری است بر توالت های عمومی نیز جاری است. نکته مهم اما این جاست که چون توالت همواره در زندگی به حاشیه پرتاب می شود در آن جا قوانین حاکم بر زندگی روزمره شهری مان بیش از جا های دیگر عریان است.
جدا سازی جنسیتی و تقسیم طبقاتی در توالت های عمومی بیش از جا های دیگر عریان است.
در این جا نکته اما این است که آیا برای شروع تغییر از توالت باید شروع کرد یا از کلیت جامعه؟ از حاشیه باید شروع کرد یا از متن؟
فعلا که ما دست به نقد رادیکال تری زده ایم و توالتی به وسعت شهر را برای خود بر گزیده ایم.