حمید رضا جلائی پور چاقو کش و آدم کشی که به لطف ثروت پدر حاجی بازاری اش و ریختن خون ده ها تن از پاک ترین فرزندان کردستان در زمان پاسدار ـچاقوکش ـ بودن اش اکنون استاد دانشگاه شده است. مشغول اختراع وازه به سبک قهوه خانه ای در دانشگاه تهران است.
وی می توان کت و شلوار بپوشد و در اتاق های درس دانشگاه تهران پز روشنفکری بدهد و برای یک مشت بچه دبیرستانی که به دنبال "باسن" اصلاح طلبان تکه پاره شده راه افتاده اند "تئوریسین" نامیده شود. اما نمی تواند حتی در گفتار های به ظاهر تئوریک اش را به دور از ان منش و رفتار چاقو کش مسلک اش بیان کند.
به این نوشته از وی که در سایت نوروز آمده است، توجه کنید. در چند پاراگرافی که وی صحبت کرده است علاوه بر نشان دادن میزان نبوغ اش در اختراع واژگان میزان عربده کشی ها و تهدید بازی هایش نسبت به هم قطاران قبلی اش آشکار است.
البته این منش چاقو کش مسلک وی آن جایی نمایان تر است که برخلاف سبک معمول در بحث های سیاسی که باید به صراحت مرجع نقد شونده را بیان کند وی همچون چاقو کش های پفکی که از درگیر شدن مستقیم هراس دارند و در قهوه خانه نشسته و بدون ذکر نام فرد مقابل صرفا فحش های آب دار خواهر و مادر می دهند وی نیز هراس دارد که نامی از "عباس عبدی " و " مهدی کروبی" ببرد و صرفا فحش های سیاسی اش را بدون ذکر نام می دهد.
حامیان خاتمی و کلیت اصلاح طلبان رنگارنگ و تکه پاره شده! به واقع در قهقهرای دوران سیاسی شان به سر می برند. حال باید ایستاد و دعوا های خنده دارشان را تا انتها دنبال کرد!
تنها نکته خوشحال کننده برای شخص من این است که در این جامعه درب و داغان به لطف "عدو هایی که سبب خیر " شده اند دیگر جامعه شناسی را در آکادمی هایی نمی خوانم که امثال این جلائی پور چاقو کش ترسو استاد اش هستند.

هادی غفاری همیشه برای من به نوعی با یک لمپن که قیام مردم ایران را سرکوب کرد تداعی می شد. لمپنی که هم تراز با چماقداران زمان شاه بود. در واقع قیام مردم ایران که از شهریور ۵۷ به اوج رسید تا خرداد ۶۰ که کلا سرکوب شد برای من جز یکی از مهم ترین برهه های تاریخ بشریت بوده است و شخصیت های دخیل در آن برایم همواره با اهمیت بوده اند. اما روزگاری فکر نمی کردم رو در روی هادی غافری تک و تنها به راحتی سخن بگویم و این من باشم که از او سوال کنم.
هادی غفاری را همان گونه که می پنداشتم یک لمپن تمام عیار یافتم. کسی که حتی به خودش هم احترام نمی گذاشت و دفتر محل کارش بسیار کثیف و بر هم ریخته بود و حتی یک چای هم در طول ۳ ساعت صحبت مان به ما نداد. 
ترانهي زيباي «
احتمالا در چند روز گذشته سرو صدای زیادی که در رابطه با اعتراض رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به نماینده اسرائیل در اجلاس داووس به پا شده است را شنیده اید. من در این جا می خواهم تنها چند نکته در رابطه با این مسئله از دیدگاهی متفاوت بیان کنم:
