تبليغاتX
زیستن برای بازگفتن

زیستن برای بازگفتن

اورهان ولی  را به قول بچه های خوابگاه می تواند خسرو گلسرخی منطقه محروم نامید.

همان گونه که خود یغما گلرویی هم در مقدمه کتاب " ماهی مست" گفته که شعر های اورهان ولی را با خسرو گلسرخی باید مقایسه کرد.  اما من فکر  می کنم اورهان ولی از خسرو هم بهتر است چون در شعر های اورهان ولی روزمرگی ما بیشتر دیده می شود جهان واقعی تر است و شعر برای لحظه لحظه ی زندگی گفته شده است.

پیشنهاد می کنم ۲ تا ایستک کمتر بخورید و ۱۲۰۰ تومان جمع کنید و بدهید کتاب "ماهی مست" مجموعه شعر اورهان ولی که  با ترجمه زیبای یغما گلرویی از طرف انتشارات نگاه چاپ شده است را بخرید و بخوانید شاید شما همحسی شبیه حس من  که  با اروهان ولی در شب امتحان در خوابگاه درب و داغون پیدا کردم را پیدا کنید  و لذت بردم پیدا کنید.

 

 

من با اروهان ولی در خوابگاه سخن می گویم

زمان امتحانات آن هم وقتی که در خوابگاه تک و تنها روی تخت دراز کشیدی و به دیوار ها زل زده ای  با اورهان ولی به جا های خیلی دور می روی وقتی این شعرش را می خوانی:

پنجره های بهترن!

اقلکن می شه رد شدن پرنده ها رو

تماشا کرد

جای چهار تا دیوار

شاید تو بعد از خواندن این شعر بلند بشی و پنجره ی اتاق خوابگاه را باز کنی اما مطمئنا رد شدن هیچ پرنده ای را نمی بینی چون صدها ساختمان بلند تر و گنده تر از ساختمان درب و داغون خوابگاه در میدان انقلاب وجود دارد و غصه دلت را می گیرد و آرزوی دیدن غروب آفتاب را از پشت دیوار های آن ساختمان گنده می کنی و با اروهان ولی می خوانی:

چه قده قشنگه

وقتی یه ساختمون گنده رو

خراب می کنن

تماشای غروبی که تا حالا دیده نمی شده

حالا غروب را تماشا می کنیم، حس گرسنگی مان را با گربه زیر شیروانی خوابگاه تقسیم می کنیم و در نتیجه هر  دو تا مون می شیم کمونیست و احتمالا همه ی خراب کاری های دنیا کار ماست و می شیم  خوک!

از گربه قصابی به گربه ی ول گرد

از گرسنگی حرف می زنی

پس کمونیستی !

پس تو بودی که تموم ساختمونا رو

تو استامبول و آنکارا آتیش زدی!

تو یه خوکی

نه گربه

همراه با این گربه البته اگر ماده باشد عاشق می شویم و می رویم توی فکر و خیالات و اون چیزایی که از دنیا می خوایم را آرزو می کنیم:

یه گربه نر و یه تیکه جیگر

تموم اون چیزیه که از زندگی می خواد

اما باید  ما و این گربه ماده عزیز مراقب باشیم توی فصل بهار عاشق نشیم که کار دست خودمون ندیم  که مجبور بشیم در نهایت زیر آفتاب لم بدیم و هی فکر کنیم:

وقتی فصل بهار

پاتو تو کوچه بذاری

معلومه این بلا سرت میاد

که حالا دراز کش تو آفتاب بیفتی

و همه ش فکر کنی! فکر کنی! فکر کنی.....

اما مطمئن باشید که من به هیچ کدام از شما زنان زیبا فکر نمی کنم و این نوشته ها را هم برای شما ها ننوشته ام این ها را فقط برای این نوشتم که کاری کرده باشم. پس الکی فکر و خیال های با حال نکنید و قند تو دلتون آب نشه! چون منم مثل اورهان ولی می گم:

تموم زنای تو دل برو

گمون می کنن شعرای عاشقونه ام را واسه اونا نوشتم

ولی من می نوشتم فقط برای این که کاری کرده باشم

واقعا هم این جوریه چون اون دختری که فکر می کنه خیلی تو دل برو هستش برای من به اندازه اون قناری که بچگی هام می خواستم به دام بیاندازم جذاب نیست. پس بهش می گم:

هی

دختر خوشگله!

تو قد اون قناری که زمون بچه گیم

دور رو ور تله ای

که بالای درخت آلوچه ی باغ چه مون گذاشته بودم می چرخید،

تو دل برو نیستی!

البته خود منم ادعایی ندارم که خیلی جذاب و تو دل برو هستم. نه به هیچ عنوان!

من خودم قبول دارم که نسبت به خیلی ها بد لباس هستم! اما حتما بهت قول می دم! بعد از عید بعد از گرفتن حقوق و عیدیام! بعد این که تمام قرض هامو دادم  چند دست لباس شیک البته با مارک "دی اند جی" بخرم .... اما خیال نکن عصر های سه شنبه در حیاط دانشکده دیگه بهت محل بدم ها!

بد لباس شدم اما

بعد از صاف کردن بدهی یام

کلی لباس نو می خرم

تورو دوباره خاطرخواه می کنم...

به خیالت وقتی که عصرای یکشنبه

با دک پز توپ از مجله تون می گذرم

دیگه محل سگ بهت می ذارم؟

چون تو بی خیال تر از این هستی که به بمباران غزه و شورش بچه های آنارشیست در آتن فکر کنی تو هنوز تو نخ بر داشتن آبروهات هستی!

نه بمت اتمی،

نه کنفرانس لندن

یه دستش موچین

یه دستش آینه

دنیا رم آب ببره،

ککش نمی گزه

اما من می خوام بازم به اصالتم برگردم، به طبقه ای که بهش تعلق دارم و سبک زندگی که واقعن دارم! به مسائل زندگی فکر کنم و البته گاهی هم به مرگ فکر می کنم واقعن مرگ هم چیز بدی نیست البته:

اگه تو اون دنیا

غروبا که کارخونه تعطیل می شه راه برگشتن  به خونه این قد سر بالا نباشه 

 مرگ هم چیز بدی نیست

آره من بازم خودم را می خوام پیدا کنم .... اورهان ولی مرسی! که بازم منو به خودم آوردی و از این پیله ی از خودبیگانگی خارج کردی تا بتونم توی صورت تمام دخترای پول دار و جلوی تمام دنیا  با تمام پلیسا و نیرو های ضد شورش اش  و کلیسا، مسجد، دانشگاه، ماهواره و روزنامه هاشون و.... اونم وسط میدون "انقلاب" وایسم و فریاد بزنم:

 

زنای قشنگ را دوس دارم،

زنای کارگرم دوس دارم

ولی زنای قشنگ کارگرو

بیشتر دوس دارم!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:17  توسط فواد شمس  | 

شعری منتشر نشده از شاملو  که به واقع وصف الحال ماست. بدون هیچ شرح و توضیحی این شعر را دست کم ۳ الی ۴ بار بخوانید:

 

 

 

 

 

 

گزارش حمالان پوچی مرزهای دشوار

گزارش

حمالان پوچی
مرزهای دشوار تحمل را شکستند.

_ تکبير برادران!


هم‌سرايان وحدت
با حنجره‌های بی‌اعتقادی
حماسه‌های ايمان خواندند.

_ تکبير برادران!


کودکان شکوفه
افسانه‌ی دوزخ را تجربه کردند.

_ تکبير برادران!


*****


ما با نگاه ناباور
فاجعه را تاب آورده‌ايم.
هيچ‌کس برادر خطاب‌مان نکرد
و به تشجيع ما تکبيری بر نياورد.

تنهايی را تاب آورده‌ايم و خاموشی را
و در اعماق خاکستر
می‌تپيم.


احمد شاملو

به نقل از: سایت یک پنجره

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:3  توسط فواد شمس  | 

مسئله فلسطین دقیقا گره گاه مسئله صلح در خاورمیانه و گره گاه گسترش دموکراسی در کشور های عربی و منطقه خاورمیانه است. تا زمانی که مسئله فلسطین حل نشود به هیچ عنوان نباید انتظار داشت که صلح در خاورمیانه برقرار شود.  تا زمانی که مسئله فلسطین حل نشود به هیچ عنوان نباید انتظار داشت که اسلام سیاسی و دنبالچه های تروریستی آن در خاورمیانه از بین بروند. به هیچ عنوان نباید امید به تغییرات دموکراتیک در خاورمیانه داشت.

دقیقا از این زاویه است که  حکومت های ارتجاعی از پان عرب ها گرفته تا پان اسلامیست ها ! از ترابلس گرفته تا تهران! نمی خواهند مسئله فلسطین حل شود و البته در این میان امپریالیسم آمریکا نیز منافع اش در حل نشدن مسئله فلسطین است.

در این میانه اما مشکل بزرگ تر آن است که متاسفانه یک زاویه دید رسمی و قرائت رسمی در ایران از مسئله فلسطین حاکم شده است که موجب بروز  واکنش های تعجب بر انگیز اما قابل فهم از طرف طیفی از فعالان سیاسی و اجتماعی و به اصطلاح روشنفکران ایرانی شده که نمونه بارز آن را در واکنش برخی از روزنامه نگاران و گروه های دانشجویی که گویا خود را جز طیف های لیبرال و ملی و... می نامند دیده ایم و از آن گسترده تر واکنش جوانان و دانشجویان و اقشار معمولی تر و غیر سیاسی تر در جامعه ایران که تا جایی پیش می روند که  دراین جنگ دارد حق را به دولت اشغال گر اسرائیل میدهند.

به نظر می رسد مشکل از قرائت رسمی  از مسئله فلسطین است. به نظرم باید مشکل را با ارائه دیدی متفاوت از مبارزات مردم فلسطین حل کرد باید به جوانان ایران گفت در فلسطین روزگاری جرج حبش ها و ابو علی مصطفی ها نیز بوده اند. فلسطین سرزمینی است که از دل آن احمد درویش ها و ناجی علی ها نیز بیرون آمده اند.

دوستان جوان ما باید دیدی واقعی تر از مبارزان آن سرزمین پیدا کنند و تنها یک مشت مرتجع اسلام گرا حماس را به چشم مبارز نبینند. هر چند که رسانه های رسمی هم در ایران هم در غرب! هم در کانال ۶ ایران و هم وی او ای می خواهند این تصویر را به جوانان ایرانی بدهند.

اما دوستان بدانید که در آن سرزمین همین الان مروان برغوثی ها و احمد سعادت ها در زندان اسرائیل هستند. در آن سرزمین همین الان در نوار غزه حماس به یمن بمباران های اسرائیل به راحتی داد تمام اعضای جنبش های سکولار و چپ را به جوخه ی اعدام می سارد. در همان سرزمین بود که در زمانی که حماس به راحتی جذب نیرو می کرد و کمک مالی جمع می کرد اسرائیل با موشک های هدف من خود ابو علی مصطفی را ترور کرد. در زمانی که حماس به راحتی دولت تشکیل می داد جوخه های آدم ربایی اسرائیلی ها احمد سعادت و مروان برغوثی را ربودند!

در واقع این خود دولت اشغالگر اسرائیل بود بکه به گروه های پان اسلامیست اجازه داد که رشد کنند برای مقابله با گروه ها و سازمان های مبارز چپ و سکولار!

در این جا تنها سخن این است که از دیدی متفاوت نیز به مقوله فلسطین هم نگاه کنیم. برای همین یشنهادم این است به این چند سایت و نوشته نیز سری بزنید:

 

سایت رسمی جبهه خلق برای آزادی فلسطین/ انگلیسی

ویژه نامه نشریه سرپیچ در مورد غزه

 

بخش ویژه نوار غزه در سایت کانون وحدت دانشگاه آزاد تبریز

این لینک پائینی هم قابل توجه دوستان تحکیمی و لیبرال و ملی گرایی که همچون جمهوری اسلامی کاسه از آش داغ تر شده اند و برای دولت اشغالگر اسرائیل دل می سوزانند:

 *  تظاهرات چپ‌گرایان اسرائیل در انتقاد از حملات اخیر

*هردو طرف را محکوم نکردن ابلهی است! / سهند شایان

 ........از چه رو وقتی مرتجعین مذهبی اسلاف حماس درسال 1981مقابل چشمان سربازان اسرائیلی و با تایید و تشویق ضمنی آنها به مرکز درمانی فتح ، تنها به این دلیل که خدمات تنظیم خانواده به زنان فلسطینی ارائه کرده بود ، حمله و آنجا را به آتش کشیدند[3] آه از نهاد روشنفکران برنیامد و تقبیح اش نکردند. چرا فریاد نزدند این مولود نامشروع فرداهایی دیگر در خدمت اربابان و مرتجعین منطقه و جهان ، برای دستمالی قیصریه را به آتش خواهد کشید. ....ادامه را در این جا بخوانید

 * مارکسیستی که‌ صدای غزه‌ شد، دکتر ماتس گیلبرت است

هدف از نوشتن این چند سطر نشان دادن گوشه‌ کوچکی از کار و فعالیتهای سوسیالیستی و بشر دوستانه‌ خستگی ناپذیر دکتر مادس(ماتس)گیلبرت است که‌ این روزها زبان حال مردم ستمدیده‌ فلسطین و چشم حقیقت بین ما در غزه‌ شده‌ است.

دکتر مادس گیلبرت، آن پزشک انسان دوست انقلابی، مراسم سال نو را همراه با همکارانش در غزه‌ با چای و آرزوی سال بهتری برای جامعه بشری برگزار کردند. گیلبرت، هم در عرصه‌ پزشکی و آموزش دادن جوانان و دانش آموزان در زمینه‌ یادگیری کمکهای اولیه‌ * و همچنین درعرصه‌ فعالیتهای بشر دوستانه‌ و سیاست سوسیالیستی ،از کوشاترین و مبارزترین پزشکان اروپا و به‌ ویژه‌ نروژ می باشد....... ادامه را در این جا بخوانید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 13:38  توسط فواد شمس  | 

اتوبوس در ایران خصوصا تهران مترادف با نگرانی و ناراحتی و درد و رنج است. همچنان که زیستن در ایران و خصوصا تهران همراه با این موارد است.

خصوصا در زمانی که گویا یک قدرت نا متناهی و خیالی و موهوم هم دارد تو را کنترل می کند و تو را از لذت بردن از زندگی ات محروم می سازد.

دراین شرایط است که  تصور این که روزگاری اتوبوسی سوار شوی که روی بدنه اش این گونه نوشته شده باشد تو را تسکین می دهد:

 

آیا روزی می رسد که ما هم در تهران این گونه اتوبوس هایی سوار شویم؟

از سایت این ها دیدن کنید:

 Atheist Bus Campaign

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 14:7  توسط فواد شمس  | 

زمانی که حماس نماد مقاومت می شود. زمانی که به قول بزرگ ترین دلقک ژورنالیست تاریخ ایران (محمد قوچانی) عماد مغنیه را چه گوارا ی خاورمیانه می شود. زمانی که دفتر تحکیم در تهران بهتر از مردم اسرائیل  می فهمد که دولت اشغال گر اسرائیل حق مشروع دارد مردم  غزه را بمباران کند. زمانی که مردم صلح طلب در تل آویو تظاهرات می کنند روشنفکران ایرانی عزیز برای سربازان آدم کش اسرائیلی دست می زنند و هورا می کشند.

 زمانی که سارکوزی  دلقک در مهد دموکراسی جهان حکومت می کند. زمانی که حزب کمونیست یونان در برابر شوررش جوانان و کارگران از دولت دست راستی  این کشور که میراث دار حکومت سرهنگ هاست حمایت می کند.

زمانی که فاشیست های دیروز می شوند، نماد اصلاحات امروز! زمانی که  تنها دغدغه نیروی های ملی گرای مترقی؟!؟! نام ۲ تا دریا ست که به جای "خزر بگوییم مازندران و به جای خلیج بگوییم خلیج همیشگی و تا ابد فارس".

 زمانی که قرار است فلات ایران زیر یک پرچم باشد و زمانی که در قرن ۲۱ هنوز شیعه و سنی و مسلمان و هندو یکدیگر را می کشند.  زمانی که دانشگاه ها قبرستان می شوند! و  زندان ها  دانشگاه! زمانی که فاشیست های در دانشگاه رژه می روند و دانشجویان  در سلول های اوین استراحت می کنند.

زمانی عبدالله نوری نماد مقاومت و  ایستادگی و البته " اصلاحات ساختاری"  می شود. زمانی که دل همه برای خاتمی و چاخان های اش تنگ می شود. زمانی که  بسیجی های جان برکف! از فرودگاه مهرآباد می خواهند یک راست پرواز کنند به سواحل مارماریس( وای ببخشید نوار غزه)

و البته از همه جالب تر در روزگاری که   علی فلاحیان که زمانی به زیبایی " لقب سردسته جانیان " را  به صورت مشترک با آقای سعید حجاریان شریک شده بود،  هم به عنوان "عضو موسس اصول گرایان مترقی"  مطرح می شود.

  واقعا جهان زیبایست. به زیبایی ترکیب" اصول گرای مترقی"   و البته به زیبایی تشکیل " جبهه حقوق بشر و دموکراسی خواهی" توسط دکتر معین و به زیبایی  سینی زنی دخترکان "داف" تهرانی در حاشیه حرکت هیئت های عزاداری در این  روز ها!

زمانی که همه چیز مان به همه چیزمان می آید.  از من انتظار نداشته باشید آهنگ های موتزارت و بتهوون و.... گوش کنم.

دیگر باید فقط به ساسی مانکن گوش داد و هم نوا با ساسی مانکن در آهنگ زیبای "گوشواره"  خواند که:

 " بریم تو فاز بندری/  جمع کنید جسد مسد دخترا رو /قفل کنید درارو

بیار وسط دختر خاله ات رو / درنیار گوشوارتو/

 اگه در بیاری گوش وارتو / میرمو می کنم گوشای دوستای پتیارتو"

فعلا از آقاین خواهش می کنیم برن توی فاز بندری و بیارن وسط دختر خاله هاشان را!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:55  توسط فواد شمس  | 

مجسمه ها را یا باید به زیر کشید و یا داغ ننگ خشممان را بر روی سینه هایشان نقش بزنیم.

دیگر نمی خواهیم خدایگان و مجسمه هایشان بر ما حکومت کنند. مجسمه ها را به زیر می کشیم همان طوری که دیکتاتور ها را به زیر خواهیم کشید.

آرم "آنارشیست ها بر روی یک مجسمه در آتن"

پی نوشت: نشریه بچه های "کانون وحدت دانشگاه آزاد  تبریز" را در مورد غزه و آتن بخوانید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 11:24  توسط فواد شمس  | 

شوک زده ام. تصاویر عین فیلم سینمایی از جلوی چشمانم می گذرد. ناگهان بمب ها بر سر مردمانی در یک باریکه که هزاران کیلومتر از خیابان طالقانی و میدان فلسطین ما دور هستند، ریخته می شود اما در خیابان های شهر ما پر از پلیس باتوم به دست می شود. انگاری اینان حتی از تظاهرات های فرمایشی خودشان هم می ترسند که این همه پلیس برای کنترل تظاهرات شان آورده اند.

حالم بهم می خورد، می خواهم بالا بیاورم از این همه سو استفاده از این همه حماقت دو طرفه!  حالم از این بد می شود که زمانی که می خواهم از غزه بنویسم و بگوییم دست و دلم می لرزد که مراقب باشم با دیکتاتور های ریز و درشت خاورمیانه ای از عرب گرفته تا فارس یکی نشوم!

از این می ترسم که انگ حمایت از بنیادگرایی اسلامی و اسلام سیاسی نخورم! از این می ترسم که به جرم دفاع از "یک مشت عرب" آری دقیقا عبارت آن دوست من این بود در واکنش به تاسف من از کشتار مردمان نوار غزه" که بی خیال بابا یک مشت عرب را دارند می کشند" !!!! تکفیرم نکنند.
 دراین شرایط تنها دلم می خواهد یک ناجی علی باشم و هزاران نه میلیون ها و شاید میلیارد ها " حنظله" بکشم که به کل این جهان کثیف پشت کرده باشند. اما فعلا من مثل یک حنظله تنها پشتم را به عکس ها می کنم تا این همه جنایت  و خون و کثافت را نبینم! تا این همه سو استفاده را نبینم!

اما بدانید که غزه روزگاری انتقام خود را از تاریخ خواهد گرفت! غزه آتشفشان خشم توده های دربند است که روزگاری منفجر خواهد شد و قطعا دامنه ی انفجار آن تنها دامنگیر دولت اشغالگر اسرائیل نمی شود بلکه دامان آمریکا، کشور های عربی و از همه مهم تر دولت خود خوانده حماس و حامی اش یعنی  دولت جمهوری اسلامی را نیز خواهد گرفت.

اما تا آن روز گار من هم همراه با حنظله دستانم را در پشت کمرم گره می زنم و به تمام جهان پشت خواهم کرد.

نوار غزه؛ حماسه مقاوت

 

در تاريخ معاصر و در جهان امروز كمتر نقطه اي از جهان است كه به اندازه باريكه ي غزه و مردمان ساكن در آن رنج و درد را تحمل كرده باشد.  در جهان معاصر كه ادعاي حقوق بشر خواهي و رعايت حقوق انسان ها كه از طرف تمامي دولت ها با گرايشات رنگارنگ  گوش جهانيان را  كر كرده است، در نقطه اي از جهان و در يك نوار باريك در كنار صحراي سينا و درياي مديترانه ميليون ها انسان تحت سخت ترين شرايط ممكن زندگي را همراه با مرگي كه در همان نزديكي ها انتظارشان را مي كشد، تجربه مي كنند.

اما متاسفانه مسئله كشتار مردم  نوار غزه در ميان افكار عمومي ما جوانان ايراني و دانشجويان ايراني، مظلوميتي چند برابر دارد. مي دانم كه تك تك شما كه تيتر اين مطلب را ديده ايد نا خود آگاه احساس بي تفاوتي و يا كسلي و بي حوصلگي كرده ايد و با خود گفتيد " آه بازم فلسطيني ها؟!" همه ما هر روز اين عبارات را مي شونيم كه "خودمان اين همه بدبختي در مملكتمان داريم اما چرا همش به فلسطيني ها پرداخته مي شود؟" و يا اين سوال را مطرح مي كنيم " چه لزومي دارد اين همه در مورد مردم عرب فلسطين صحبت بشود؟ مگر مردم ايران خودشان مشكل ندارند؟" 

اين همه  بي حوصلگي و بي تفاواي  و بعضا نفرت از مسئله ستم بر مردم فلسطين در ميان جوانان و دانشجوياني ايراني  به طور قطع از آن جا  نشات گرفته كه متاسفانه حاكميت ايران و تريبون هاي دولتي در ايران آن چنان مسئله فلسطين و حمايت از مردم آن جا را  دست آويز برنامه هاي تبليغاتي خود كرده اند كه ديگر براي همه ي ما مسئله لوث شده است.  آن قدر از راديو و تلويزيون دولتي در مورد فلسطين شنيده ايم كه خسته شده ايم. آن قدر به نام مردم فلسطين تبليغات دولتي كرده اند كه انگار كودكان و زنان و مردان تحت ستم در فلسطين عامل اصلي تمامي مشكلات اقتصادي و معيشتيو و نبود آزادي هاي سياسي و اجتماعي در ايران هستند.

 

متاسفانه همواره در طول تاريخ دولت ها و حكومت هايي بوده اند كه از ظلم و ستم بر يك ملتي سو استفاده كرده اند. در رابطه با همين مسئله فلسطين دولت هاي عقب مانده و ارتجاعي عربي از دولت صدام حسين گرفته تا دولت ملك عبدالله و پان عرب هاي جمال عبدالناصري گرفته تا معمر قذافي مجنون!  همه و همه از آرمان مردم تحت ستم فلسطين براي خود نردباني ساختند تا از آن بالا بروند و خود را رهبر "خلق عرب" معرفي كنند و يا سردسته " امت اسلامي واحده" و.... و پشت آرمان مردم فلسطين پنهان شوند و عملكرد نادرست و ستم كارانه ي  خود  را در قبال مردم كشور خودشان توجيه كنند. البته اين قبيل كار ها تنها مختص دوملت هاي عرب منطقه نيست شايد در مورد جامعه ي خود ما هم اين چنيني باشد.

در اين جا سوال من اين است كه آيا اين همه دليلي مي شود كه ما رنج و ستمي كه به مردم فلسطين از طرف دولت اشغال گر اسرائيل مي رود را ناديده بگيريم؟ آيا اين دليلي مي شود كه قطع برق و آب و نبود نان، دارو و سوخت را در نوار غزه كه پر تراكم ترين نقطه كره زمين است را ناديده بگيريم و با بي تفاوتي به مرگ ميليون ها انسان و كوكدك، زن و مرد  كه از همچون ما انساند از كانال هاي تلويزيون بنگريم؟

به نظر مي رسد بهتر آن است كه ما مقوله ي ستم به انسان ها را وراي بازي هاي سياسي مرسوم و سو استفاده هاي احتمالي برخي از دولت ها بنگريم. بايد به ستم بر هر انساني وراي محل زندگي اش، مليت اش، قوميت اش، نژادش، طبقه اش ، جنسيت اش و... تنها به حكم انسان بودن اش اعتراض كنيم.

نوار غزه اكنون تبديل به يك آتشفشان خشم  انسان ها شده است كه از ستم چندين ده اي خسته شده اند. نوار غزه نقطه تاريكي بر دامن دنياي مردن و مدعي رعايت حقوق بشر شده است نوار غزه اكنون در سكوت مي سوزد، اما ديري نمي پايد كه منفجر خواهد شد و قطعا دامنه ي اين انفجار چنان وسيع است كه نه تنها دامان دولت اشغال گر اسرائيل را خواهد گرفت، بلكه دامن برخي از دولت هاي ديگر خاورميانه كه براي  نا آرام كردن  و عدم برقراري  صلح  ميان مردمان  اسرائيل و فلسطين تلاش كرده اند نيز خواهد گرفت.

راه حل نهايي فلسطين هماني است كه خود مردم فلسطين  از عرب تا يهود از مرد تا زن مي خواهند. راه حل مسئله فلسطين آن است كه دولت هاي منطقه و قدرت هاي امپرياليستي فرا منطقه اي خصوصا آمريكا  در تعيين سرنوشت مردم فلسطين  دخالت نكنند و بگذارند خود مردم فلسطين انتخاب آزادانه ي خود را بكنند. راه حل مسئله فلسطين آن است كه در فردايي كه قطعا روزي فرا خواهد رسيد، باد هاي تغيير در آن سرزمين به وزش در بيايد و از باغ هاي پرتقال حيفا به سواحل  تل آويو  به سمت نوار غزه و اورشليم و بيت لحن و الخليل برود!

 مسئله فلسطين زماني حل مي شود كه كودكان عرب و يهود در آن سرزمين در فردايي كه قطعا  مي آيد رويا هايشان را همچون برگ زيتوني بر نوك كبوتر سفيد صلح بنشانند و  دست در دست هم سرود آزادي و صلح براي تمامي انسان ها بخوانند.

اين رويا روزي تحقق مي يابد كه ما بر خلاف آن چيزي كه خيلي ها مي خواهند مسئله فلسطين را نه از دريچه ي دوربين ها تلويزيوني دولتي  و  تريبون هاي رسمي و حكومتي بلكه از ديدي انساني بنگريم و نسبت به آن بي تفاوت نباشيم. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:14  توسط فواد شمس  | 

هیچ کس تنها نیست. مخصوصا اگر "ام ام اس" موبایل تان را نیز فعال سازید دیگر نه تنها  " هیچ وقت تنها نیستید " حتی می توانید، به صورت غیر حضوری هم به خواستگاری بروید.

تبلیغات و آگهی های تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نمادی از تمامی و کلیت  زیستن در جامعه ایران است.  ابزاری مدرن در دستان آدم های سنتی که روی هم دیگر یا فاجعه می آفریند و یا مضحکه درست می کند.

اکنون آگهی تبلیغاتی "ام ام اس" همراه اول بیشتر طنز گونه و مسخره است تا فاجعه آمیز!

آری آقای مهندس داستان ما از همه جا بی خبر در  عسلویه ( جایی که قرار است مظهر افتخار و غرور  ملی ؟!؟! همه ی ما باشد) کار می کند. مادر عزیزشان که هنوز سنتی ترین روش  ها را برای انتخاب همسر آقای مهندس به کار می برد، مجهز به مدرن ترین وسایل شده است و از مهندس از همه جا بی خبر می خواهد که عکس اش را برای نشان دادن به عروس خانوم و مادر عروس خانوم و خواهر عروس خانوم "ام ام اس" کند.

اوج این داستان طنز آلود   جایی است که  "عروس خانوم"  زمانی که عکس آقا داماد آینده را از درون موبایل نگاه می کند با عشوه و ناز ابرو نازک می کند و خجالت و شرم و حیا را به اوج می رساند . در این جا است که صدای قهقه ی خنده ی ما تنها چیزی است که میزان بلاهت آقایان را نشان می دهد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 12:32  توسط فواد شمس  |