تبليغاتX
زیستن برای بازگفتن

زیستن برای بازگفتن

این چند روز کلی فیلم نگاه کردم. لذتی دارد مخصوصا اگر فیلم ها گرته برداری های ناشیانه از فیلم فارسی های قدیمی و فیلم های بالیوودی باشد.

من از این فیلم ها بیشتر از فیلم های هالیوودی لذت می برم. چون برخلاف هالیوود که غیر مستقیم سعی در توهین به شعور و آگاهی مخاطب دارند. این قبیل فیلم ها مستقیم و بدون رودربایستی به شعور مخاطب بی توجهی می کنند. مخصوصا فیلم های هندی!

به نظرم بهترین لذت جهان همین دیدن این قبیل فیلم هاست و یک غروب نه چندان زیبا در شهر های اشغالی ما! که با دوست دخترت بروی دیزی بخوری! البته پیتزا داوود هم توصیه می شود. فقط مراقب باشید که در این شهر های اشغالی نیرو های مسلحی هستند که شاید به خاطر مدل موی تان و یا روسری دوست دخترتان به شما گیر دهند.

راستی یک نمایشگاه عکس در خانه هنرمندان هست. به این دوستان توصیه می کنم سری به آن جا بزنند! شاید برای یک روز شان بتوانند به مقدار کافی مجرم و مورد مورد ارشادی پیدا کنند.

در آخر واقعا هر چه فکر می کنم فضای شهری و زندگی روزمره ما خوراک فیلم سازهایی از قبیل وودی آلن و کاستاریکا و.... هستند. امیدوارم چند سال دیگر لذت فیلم دیدن را با این قبیل فیلم ها پر کنیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:10  توسط فواد شمس  | 

مفهوم اتحاد عمل در مبارزات ضد استبدادی / میلیتانت

توضیحی درباره  «بیانیه اعلام مواضع جبهه چپ کارگری» / میلیتانت

بيانيه اعلام مواضع  پيرامون جبهه چپ كارگری / میلیتانت

این لینک ها را ببینید. در ضمن دوستان میلیتانت بهتر است شفاف تر حرف بزنند. تا بتوان بحث را ادامه داد. در ضمن متاسفانه فضای بحث چندان مناسب نیست. تا زمانی روشن و شفاف و با فاکت مواردی را که در سرمقاله نوشته اند نشان ندهند نمی توان انتظار توضیح داشت.  در ضمن به نظرم قبل از انتشار متن های رسیده باید با افراد و جریاناتی که  در مورد آن ها مواردی بدون فاکت مشخص و با ادبیاتی به دور از پرنسیب های سوسیالیستی نوشته شده است کسب اطلاع کنند. با تمام این وجود به شخصه از شفاف شدن بحث استقبال می کنم  و خواهشا هم در فرم بحث و هم در محتوایش شفاف بحث بکنید.   با فاکت مشخص از روی نوشته های ما و عمل کرد ما نه بر اساس ذهنیت هایی که نشات گرفته از گفت و گو های شفاهی است. در ضمن به نظرم دوستان میلیتانتی بهتر است بحث خود را مدون کرده و به من بدهند در وبلاگم بگذارم. بحث کامنتی چندان  مناسب نیست چون منسجم نیست.   در اخر به نظرم فروکاست دادن بحث به روابط شخصی چندان مناسب نیست و من به شخصه ترجیخ می دهم که وارد این موارد نشوم اما اگر دوستان اصرار داشتند ما هم توضیحات بسیاری در این زمینه داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 9:42  توسط فواد شمس  | 

قبلا هم نوشتم در ابتدای تابستان امسال به واقع نگران جنبش دانشجویی و بچه ها ی فعال چپ آن بودم. اما وقایع چند روز اخیر امیدهای تازه ای را در من برانگیخته است.

البته این نکته را هم بگویم که عمل کرد بچه های چپ و جریانات اصلی چپ دانشگاه بدون نقد و بی کم و کاست نیست اما با تمام این وجود نشانه های بسیار خوبی از جدی تر شدن بچه ها برای ادامه فعالیت است.

در این شرایط به گمانم هندسه ی سیاسی نیرو های فعال در دانشگاه مخصوصا نیروهای چپ دارد به شکل درست ترش پیش برود. در نتیجه باید هوشمندانه این رویش ها و پویش های جدید را پی گیری کرد.

در این چند وقت بعد از تجمعات دانشگاه ها اتفقات مثبتی در بستر اصلی جریان چپ دانشجویی افاده است که باید رد مطلبی مفصل به آن بپردازم. فعلا تنها این چند خط را  نوشتم تا زمینه چینی باشد برای تبریک به رفقای علامه ای مان که دست به اقدام جدی ای زده اند و یک جریان مشخص چپ را به نام " چپ شورایی" تشکیل داده اند.

حال باید دید در عمل آگاهانه جمعی مان به کجا می رویم. این تازه آغاز راه است! گیرم می کشید می بندید با رویش جوانه ها چه می کنید؟

پ.ن:  بیانیه دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 19:31  توسط فواد شمس  | 

درابتدای مهر ماه با شروع سال تحصیلی جدید! بیم ها و امیدهای فراوانی در مورد آینده جنبش های اجتماعی خصوصا جنبش دانشجویی با من همراه بود.

در چند روز اخیر اتفاقات دانشگاه امیرکبیر و همچنین تجمع دانشگاه علامه و در کنار آن ها بازداشت های گسترده ی رفقای دانشجویمان در کردستان و اهواز و تهران و....  همه و همه دست به دست هم داده است که لزوم بررسی جدی این جریانات در میان فعالان دانشجویی احساس شود. البته به تبع گرایش سیاسی و طبقاتی که من خودم را جز آن می دانم می بایست در مورد اظهار نظر رفقای چپ حساس تر باشم.

بعد از اتفاقات دانشگاه امیرکبیر و علامه چند مطلب خوب از دوستان و رفقای گرامی منتشر شده است که امیدوارم این بحث ادامه پیدا کند! تنها برای ادامه بحث من هم چند نکته را اجمالا می گویم تا بعدا مفصل تر بنویسم:

۱- به نظرم مسئله پلاکارد های سرخ را باید از زاویه کارکردی تر نگاه کرد. چون من به واقع به این امر ایمان دارم که هر کسی در هر تجمعی آزاد و مختار است هر پلاکارد و شعاری در هر رنگی که دوست دارد بیاورد و این ایراد دوستان تحکیمی و تکرار آن توسط برخی از دوستان چپ مان چندان وارد نیست. بهتر است در مورد این موضوع بحصث کنیم که آیا در زمان حاضر پلاکارد سرخ کارکرد مثبت دارد یا منفی؟ من که فکر می کنم پلاکارد سرخ ناکافی است. چپ برای حضور رادیکال و ریشه ای اش ده ها ابزار بهتر هم می تواند داشته باشد.

۲-  من به شخصه برایم  ریشه های تاریخی جریانات مهم است. به نظرم دوستان چپ ما که در نقد رفقا چپ دیگر مطلب  می نویسند. بهتر است تذکری هم به دوستان تحکیمی شان بدهند که با گذشته تحکیم باید تسویه حساب کرد. تحکیمی که در دهه ۶۰- بازوی سرکوب بوده در دهه ۷۰ بازوی اجرایی جناح اصلاح طلب و در دهه ۸۰ متاسفانه برخی گمانه ها در مورد همراهی با سیاست های سرمایه دری جهانی در آن به گوش می رسد. به نظرم دوستان اندکی تیغ نقدشان را هم به سمت جریانات دانشجویی تحکیمی هم بچرخانند! چون تا زمانی که موضع دوستان تحکیمی در مورد این مسائل روشن نباشد یعنی این روش های سرکوب گرایانه  و نظم سرکوب گر سرمایه داری در هر شکل اش را تایید می کننند و من به عنوان یک چپ و جزئی از طبقه کارگر نمی توان ادعای دموکراتیمک بودن و  گله کردن این دوستان از موضع دموکراتیک را باور کنم.

۳- من به شخصه فکر  می کنم بهترین معیار برای سنجش میزان دموکراتیک بودن نیرو های سیاسی و دانشجویی عمل آگاهانه ی جمعی آنان است! من تا آن جایی که می دانم بچه ها چپ ! در این داستان بازداشت ها و سرکوب های دانشجویان تمام دانشجویان را بدون هیچ تبعیض سیاسی و گرایشی و جناحی را مطرح کرده اند. دوستان اندکی در بیانیه ها و خبررسانی و عملکرد جریانات دانشجویی غیر چپ نگاه کنید. متاسفانه به غیر از ۳ دانشجویی پلی تکنیکی هیچ دانشجوی دیگری را مطرح نکرده اند. در حالی که اکنون چند تن از دانشجویان اهواز و چند تن از دانشجویان کرد نیز در زندان به سر می برند!  دوستان عزیز من فکر نمی کنم این ها تنها از روی سهل انگاری بچه های غیر چپ بوده باشد. اکنون به نظرم می بایست ما پرچم دار اتحاد در عمل باشیم حول دفاع از تمامی دانشجویان زندانی  و همچنین کارگران و زنان و... زندانی!

۴- در مورد جریان دانشگاه پلی تکنیک هم من تنها این توضیح را می دهم که فراخوان آن تجمع به وسیله ی بچه های سوسیالیست پلی تکنیک هم داده شده بود و در ضمن بر اساس توافقات برنامه مشترک بود و اتفاقن دوستان تحکیمی برخی از توافقت را رعایت نکردند.

۵- داستان پلاکارد های سرخ نیز  تنها یک مسئله انحرافی است. چون هر کس حق دارد هر پلاکاردی با هر رنگی که دوست دارد در هر تجمعی بیاورد مگر آن که یک نیروی مادی سرکوب گر جلوی او را بگیرد! امیدوارم که دوستان ما نا خواسته و نا خود آگاه آن نیروی سرکوب گر نباشند. اما در مورد کارکرد مثبت این روش تبلیغاتی و آکسیونی من خودم به شخصه بحث دارم که آیا پلاکارد سرخ اکنون لازم است؟ کافی است؟ مثبت است؟ این مسئله را هم  قابل بحث می دانم!

۶- به نظرم در این شرایط حساس باید روی مسائل مهم تر در جنبش های اجتماعی مختلف بحث کرد. در جنبش زنان سرکوب ها شدید تر شده. فعالان بازداشت می شوند. زنان در خیابان به بهانه حجاب شکار می شوند. در جنبش کارگری اسالو و مددی و محمود صالحی در زندان به سر می برند. سیاست ترور و سرکوب هم با ترور یکی از فعلان کارگری  "محمد مجیدی" آغاز شده است. در جنبش دانشجوییی نیز هر روزه شاهد بازداشت و سرکوب هستیم. به نظرم باید مسائل را ریشه ای تر دید. در این جاست که به گمانم مبارزه ی طبقاتی شوخی بردار نیست. نظم سرمایه داری جهانی و مدل وطنی و اسلامی اش به همراه دنباله چه هایش در هر یک از جنبش های اجتماعی زمینه های سرکوب گرایشات حق طلب را آماده می کنند می بایست متحدانه و آگاهانه به مصاف آنان رفت. باید مراقب بود در کنار این سیاست چماق سیاست هویج انتخابات مجلس هشتم را نیز افشا کرد. سید خندان در پشت تمام این سیاست های خون آلود منتظر تفرقه و رای های نا آگاهانه ی ماست! رفقا مراقب باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 14:21  توسط فواد شمس  | 

در سیستم های فاشیستی هم واره باید یک "دیگری" موهوم وجود داشته باشد. در آلمان هیتلری کمونیست ها یهودی ها و معلولان دیگران و دشمنان بوده اند. در هالیوود کمونیست ها ، رنگین پوستان و غیر آمریکایی ها دشمن و دیگری بوده اند. در سیستم هایی که بر ناسیونالیسم در اشکال و رنگ های مختلف اش مبتنی هستند ی قومیت و ملیت دیگر دشمن هستند. در ایران اعراب و افغان ها و کرد ها و... دشمن هستند.

در این میان حال در شکل های فانتزی ترش در رسانه ی به واقع ملی الیاس ها و شنبه ها دیگری ها هستند. در این جا داستان جالب تر است. الیاس را خودی ها نابود می کنند!  در این نظم پدرسالارانه می بایست یک پیربابایی پیدا شود تا او را نابود کند. اما  این نظام دشمن ساز ، "دیگری" نباید در کل نابود شود. دراین جاست که الیاس هنوز هست. اما در قامت فرزاد و این بار دختران مدرن را گول می زند.

در چارخونه های شهر ما اکنون باید یک دشمن خیالی داشت. این بار افغان ها را انتخاب می کنند. اما چون ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی می خواهد افغان را دشمن اما ضغیف نشان دهد با حالت تمسخر برخورد می کند. شنبه هم موجب ترس باید باشد هم موجب خنده!

نمی دانم با این موج از دشمن سازی از "دیگری"  چه فاجعه ای مرگ بارتر از یوگسلاوی و عراق در انتظار ماست؟ در این جاست که ناگهان محمد قوچانی ها و "دیگران" نیز در دانشگاه ها و فضای سیاسی کمونیست ها را به عنوان دیگران خطرناک پیدا می کنند! در این پروژه تا کجا خون باید ریحته شود نمی دانم!!!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:45  توسط فواد شمس  |