پادکست هفتگی آوای دیگر 25 مهر ماه 1386

برنامه ها:
1. گزارشی از تجمع دانشجویان در اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران
2. مصاحبه با آقای امیر یعقوبعلی درباره وقایع هفته گذشته در دانشگاه علامه طباطبایی
3. اخبار جنبش های اجتماعی
پادکست هفتگی آوای دیگر 25 مهر ماه 1386

برنامه ها:
1. گزارشی از تجمع دانشجویان در اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران
2. مصاحبه با آقای امیر یعقوبعلی درباره وقایع هفته گذشته در دانشگاه علامه طباطبایی
3. اخبار جنبش های اجتماعی

این طومار پس از 30 روز به سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تحویل داده خواهد شد!
قریب سه سال است که سندیکای کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه مورد تهاجم ،سرکوب و محدودیت های غیر قانونی قرار گرفته است . کارگران سندیکایی به خاطر عضویت در سندیکا و هواداری از فعالیت آزادانه ومستقلانه صنفی تهدید، اخراج، دستگیر و زندانی شده اند . در حال حاضر رییس و نایب رییس این سندیکا ، بدون اثبات اتهامات وارده زندانی هستند و ازحق برخورداری از وکیل مدافع بنا به دلایل واهی محروم شده اند . خانواده های کارگران زندانی و اخراجی سندیکا دربد ترین شرایط روحی و سخت ترین شرایط اقتصادی قرار دارند . این درحالیست که مطابق اصل 26 قانون اساسی ، احزاب ،جمعیت ها و انجمن های سیاسی وصنفی آزادند و برابر با مقاوله های بنیادین کار مصوب سازمان بین المللی کار از جمله مقاوله نامه 87 این سازمان حق آزادی سازمان های سندیکایی در سراسر جهان به رسمیت شناخته شده است و دولت ها ی عضو وغیر عضو باید این حقوق را رعایت کنند.
در کنار آن برنامه های رسانه ها ی مختلف نیز به نحوی به گوهر اندیشه انسانی توهین کردند و ذهن ما در کنار جسم مان در این چند وقت رنج زیادی کشید. در این میان یک داستان حاشیه ای دیگر هم اتفاق جالبی در یکی از سایت های مورد علاقه من یعنی بالاترین افتاد. این هم طراحی لوگو متناسب با عید فطر بود.

در این باره بحث های بسیاری می شود کرد. اما یکی از دوستان نکته ی جالبی در این باره نوشتاه بود که نیاز به نقد اساسی و بی رحمانه ی ان بیش از دیگر اظهار نظرات دیده می شد.
این دست گرامی در وبلاگ اش نوشته است: " چه عیبی داره که بالاترین به مناسبت عید ِکاربران ِمسلمونش شکل شادتری بگبره و ۲ هفته بعدش هم به مناسبت عید کاربران مسیحی اش و ۴ هفته بعدترش هم به خاطر عید کاربران یهودی یا زردشتی اش ؟ اما اینکه این تبریک و شادباش فقط در مورد مذهب اکثریت کاربران اتفاق بیفته به نظر من اصلن زیبنده یک جامعه مجازی که توسط جمعی جوان تحصیل کرده و دنیا دیده اداره میشه نیست"
البته به نظر شخص من هیچ عیبی ندارد که بالاترین بنا به سلیقه ی گرداندگان آن هر لوگویی که دل اش خواست بزند حتی اگر فردا لوگوی تیم محبوب فوتبال و یا خواننده ی محبوب شان را هم بزنند ایرادی نیست و تنها ابزار ما این است که یا در بالاترین سهام دار باشیم و یا یک سایت بهتر بزنیم و یا همین نقد ها را بکنیم.
عیب و مشکل کار از آن جایی ناشی می شود که این دوست عزیز ما حل مشکل را آن می داند که برای دیگر مذاهب هم این کار را بکنیم و تنها به اکثریت نپردازیم. این راه حل ناقص و عقیم است. رفع ستم به بهانه ی مذهب راه اش این نیست که مذاهب دیگر را تقویت کنیم. بلکه راه اش الغای کلیت مذهب به عنوان هویت دهنده ی انسان های جامعه است.
بگذارید به زبان خودمانی تر توضیح بدهم. مذهب بر خلاف تصور خوش بینانه ی حاکم تنها یک سری کنش های فردی نیست. در همین ماه رمضان داریم هجوم مذهب را به فردی ترین حوزه های زندگی مان می بینیم. حال در کنار این شما درخواست دارید که دیگر مذاهب مسیحی و یهودی و زرتشتی و... هم بتوانند مثل مذهب اکثریت مردم ایران یعنی اسلام به ما هجوم بیاورند.
راه حل مشکل مذهب در ایران یا هر جامعه ی دیگر احترام متقابل به مذاهب دیگر نیست. راه حل الغای مفهوم هویت بخش مذهب است. یعنی هر انسانی قبل از آن که مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی و شیعه و سنی و.. باشد به حکم انسان بودن اش دارای حقوق برابر و بادیگران باشد.
به نظر من این امر بالاترین گوهر لائیسیته است. مذهب لااقل در شرایط ایران و خاورمیانه نه آه مخلوق ستمدیده است و نه روج جهان بی روح و نه افیون توده ها. مذهب سیاسی و اجتماعی شده در این جوامع درست فلاکت بر مسند قدرت نشسته است. پس بیایید لااقل در جهان مجاز ی و البته در سایت بالاترین ، بالاترین گوهر لائیسیته را پاس بداریم.
در همین زمینه:
آوای دیگر اما می خواهد هیجان به زندگی شما تزریق کند.
برنامه های آوای دیگر هر هفته است. به نظرم همین منظم بودنش و این که چارت مشخصی دارد خودش یک مزیت عمده است. در ضمن بر خلاف تصور همه خیلی راحت هم دانلود می شود با یک اکانت درب و داغون هم می توانید در عرض کمتر از ۵ تا ۷ دقیقه دانلودش کنید.
پس آوای دیگر را گوش دهید .و به ول معروف : به دوستان خود هم بگویید!
پادکست هفتگی آوای دیگر 16 مهر ماه 1386

برنامه ها:
1. گزارشی از جنبش معلمان ایران
2. مصاحبه با خانم نادیا کریمی از انجمن اتحاد معلمین
3. اخبار جنبش های اجتماعی
سهیل آصفی آزاد شد.

رفیق سهیل عزیز در زمان زندان بودنت یکی از عمده ترین نگرانی هایم آن بود که موهایت را کوتاه کنند اما وقتی عکس های کسوف را دیدم خوشحال شدم که هنوز موهایت را کوتاه نکرده اند!
رفیق عزیز امید وارم به زودی رفیق محمود صالحی رفیق منصور اسالو و ابراهیم مددی! ۳ یار دبستانی پلی تکنیکیمان! ۲ یار دبستانی کرد مان و تمام زندانیان سیاسی دیگر را هم همچون تو آزاد در کنارمان ببینم!

سهیل آزادیت مبارک!
دیکتاتور کوچک به دانشگاه می آید
هفته ی گذشته بعد از موج شدید تبلیغاتی که رسانه ی ملی در مورد سفر احمدی نژاد به نیویورک و سخنرانی او در دانشگاه کلمبیا راه انداخت خبر کوتاهی درمورد سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه تهران منتشر شد. اما طولی نکشید که بدون هیچ دلیلی سخنرانی لغو و به روز های آتی موکول شد.

تا این که عاقبت محمود احمدی نژاد روز دو شنبه ۱۵ مهر در میان شدیدترین تدابیر امنیتی که بعد از نا آرامی های تابستان ۷۸ تاکنون بی سابقه بوده است برای سخنرانی در تالار علامه امینی وارد دانشگاه تهران شد.
نشریه ی کارگر شماره ی سوم (همراه با ضمیمه)
در ضرورت مبارزه ی متحدانه ی کارگران
رحمت کریمی
خسرو مجتهدزاده
هیوا سرمدی

پادکست هفتگی آوای دیگر 6 مهر ماه 1386
برنامه ها:
1. گزارشی از سخنرانی دختر چه گوارا در دانشگاه تهران
2. گفتگو با دو تن از فعالان دانشجویی درباره ابعاد شخصیت و زندگی انقلابی اسطوره ای قرن بیستم ارنستو چه گوارا
3. اخبار اجتماعی
http://www.avayedigar.com
http://www.avayedigar.com
متاسفانه وبلاگ های قبلی من بعد از هک شدن فیلتر شدند سعی کردم تا در حد امکان مطالب گذشته ام را جمع آوری کرده ام و سعی می کنم آرام آرام مطالب گذشته ام را در این پست بگذارم:
از ابتدای قیام بهمن ۵۷ گفتمان ضد امپریالیستی با تلفیقی از ملی گرایی و ناسیونالیسم ایرانی مصادره شدند تا در خدمت گسترش اسلام سیاسی و زندگی انگل وار آن در کنار مناسبات جهانی سرمایه داری در خاور میانه باشد.
در ادامه این پروژه با روی کار آمدن دولت جدید که گویا به خاطر کسب امتیازات بیشتر بر سر میز مذاکره با سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا نیاز دارد که بر رنگ و لعاب شعار های ضد امپریالیستی اش جلای تازه ای بدهد کلید خورد.
این پروژه با دعوت از روسای جمهور ونزوئلا و نیکاراگو و حمایت از جنبش های ضد آمریکای در کشور های آمریکی لاتین و آغاز شد اما در آخرین اقدام به بن بست رسید. دعوت از فرزندان ارنستو چه گوارا انقلابی افسانه ای قرن ۲۱ و سخان محکم دختر او در دفاع از سوسیالیسم و اصول ماتریالیسم دیالکتیک موجب آن شد که در میان جناح های مختلف نزدیک به حاکمیت و دنباله چه های دانشجویی آنان هراس بیافتد.
برای بررسی این امر باید چند نکه را در نظر گرفت. اگر چاوز و اورتگا به خاطر منافع کوتاه مدت اقتصدی شان حاضرند از اصول خود کوتاه بیاینند مطمئنا فرزندان بزرگترین ارمان گرای قرن ۲۰ حاضر نیستند ارمان شان را فدای منافع کوتاه مدت بکنند.
آیا ضدیت با امپریالیسم مبنای مشرک است؟
به گمان برگزار کندگان نشست "چه مثل چمران" ۱صرفا مبارزه با آمریکا می تواند مبنای درستی برای اتحاد باشد. این گمانه متاسفانه در مان چپ ایران نیز سابقه داشته! اما دختر چه گوارا زمانی که از حقوق زن در جامعه صحبت می کند. زمانی که اعلام می کند پدرش یک ماتریالیست بوده که هیچ گاه با خدا ملاقات نداشته و زمانی که اعلام می کند پدرش به هیچ حقیقت مطلقی ایمان نداشته دارد خطوط تفاوت را با اسلام گرا های ضد آمریکایی و ناسیونالیست های وطن پرست ضد خارجی روشن می سازد. البته این صورتبندی فورمالیستی و ظاهری است. مبنای درست خط کشی این ضدیت باید بر اصول پایه ای یعنی منافع طبقاتی باشد.
اسلام سیاسی از نظر دگرگون ساختن روابط طبقاتی ـ اجتماعی هیچ آلترناتیوی در مقابل نظم سرمایه داری نداد. این ها تنها انگل وار بر این نظم چسبیده اند و می خواهند از آن برای خود امتیاز بگیرند.
البته به نظر می رسد که در آینده نه چندان دور چاوز و اورتگا دیگر چپ گرایان آمریکای لاتین نیز باید تکلیف خود را روشن کنند. آنان نیز یا باید بین منافع آنی و زودگذر خود که مبتنی بر گرفتن کمک های مالی از نظام ایران است و منافع واقعی و بلند مدت طبقاتی که گره خورده با طبقه کارگر ایران و مردم آزادی خواه ایران است یکی را انتخاب کنند. البته این انتخاب به تلاش مبارزان سوسیالیست و آزادی خواه ایران نیز بستگی داد.

تفاوت چمران و چه گوارا ؟
در چند سال اخیر می خواهند چمران را جای چه گوارا جا بزنند که البته این امر مورد اعتراض طیف های صادق تر اسلام گرایان قرار گفته است در این زمینه مسئول بسیج دانشگاه شاهد می گوید: " چمران و چه گوارا به هيچ وجه قابل مقايسه نيستند".۲
البته نباید تصور کرد که این بسیجی ها صادق و ساده دل ادامه دهندگان واقعی چمران هستند بلکه چمران عضوی از جریان نهضت آزادی بود. در این باره در سطور پایین تر خواهیم پرداخت.
اما در ادامه نکته بسیار خوبی از طرف این بسیجی عزیز و شاهد مطرح می شود ایشان در مود تفاوت چمران و چه گوار می گوید: " شهيد چمران يك مجاهد، مسلمان ، عارف، انقلابي و شيعه بوده است و چهگوارا فردي با عقايد كاملا مادي وغيرالهي بوده است. تنها نقطه مشترك آنها، داشتن روحيه مبارزه با ظلم است اما مقايسه اين دو در ساير جهات جفا به شهيد بزرگوار ايران خواهد بود."۳
ما نیز تاکید می کنیم که چمران کسی بود که در جهاد انسان ها را تنها به خاطر عقاید شان که متفاوت از عقاید مسلمانان بود می کشت. کسانی که در فلسفه جهادی آنان را کافر می نامند. ما هم تاکید داریم چمران فردی بود که به خاطر توجیه عقب ماندگی مادی و عینی جوامع شرقی به تخدیری به نام عرفان پناه می برد و البته تاکید داریم چمران پیرو مکتبی است که حقوق زنان را نیمی از مردان به حساب می آورد مکتبی که انسان ها را به جرم روابط جنسی متفاوت اعدام می کندُ مکتبی که در آن شلاق و سنگسار و اعدام جز امور متداول هستند. البته در این جا بر این نکته نیز تاکید داریم که هیچ قضاوت اخلاقی در بین نیست. بلکه تنها این کلمات را با مصادیق عینی برای مخاطبان معنا کردیم.
اما چه گوارا فردی بود که بر مبنای عقاید مادی یا همان اصول علمی ماتریالیسم دیالکتیک برای رفع مناسبات نامطلوب نظام سرمایه داری مبارزه می کرد. البته در جای خود روش و دست آورد های او البته در چارچوب همان اصول سوسیالیسم علمی قابل نقد است. اما مشکل اش این نبود که الهی نبود ! حال خود این عبارت این دانشجوی شاهد بسیجی را معنا کنید که می گویند: " تنها نقطه مشترك آنها، داشتن روحيه مبارزه با ظلم است اما مقايسه اين دو در ساير جهات جفا به شهيد بزرگوار ايران خواهد بود"۴
به واقع جفا در حق چه کسی دارد روا می شود؟ جفای واقعی در حق چه گوارا است که او را با کسی مقایسه می کنند که هنوز هم در کردستان ایران هر غبار راه او را لعنت می کنند . کسی که مادران داغدار زیباترین فرزندان آفتاب و باد در کردستان ایران از ظلم و ستمی که چمران و امثال او در جنگ داخلی به مردم آن جا کرده اند سر از سجاده باز نگرفته اند! آقایان منصف باشید! لطفا نام چه گوارا را لجن مال نکنید!
چمرانی که در سر مسئله جنگ داخلی کردستان به جرات می توان گفت که در دفاع از مام میهن و نظم سرمایه داری و.... سنگ تمام گذاشت. چمرانی که در هر گوشه گوشه ی کردستان اکنون هزاران خانواده داغدار کشتار هایی هستند که او در سال های انتهایی دهه ۵۰ به راه انداخت!؟
این است چهره واقعی چمران! ای کاش به دختر چه گوارا این ها را می گفتیم تا بهتر بداند با چه کسانی برخورد دارد! اما رفقای چپی که هنوز در فکر اتحاد ضد امپریالیستی با این قبیل عناصر هستند باید اندکی تاریخ را مرور کنند!
میزان اعتقاد لیبرال های وطنی به آزادی بیان
البته جالب ترین نکته میزان تحمل لیبرال های وطنی در مقابل تفکرات چپ است که در داستان سخنرانی دختر چه گوارا نمود واضح تری پیدا کرد. البته این امر به سابقه تاریخی لیبرالیسم وطنی ایرانی ـ اسلامی باز می گردد. ریشه هایش را به طور مثال در تشکل نهضت آزادی که نماینده واقعی این جریان فکری است می توان یافت. چمران نیز عضوی از این تشکل است.
حال ادامه دهنده گان راه این لیبرالیسم وطنی، انجمن اسلامی هایی که دست پخت "جناب مهندس بازرگان بانی نهضت آزادی" در دانشگاه می گویند نباید تریبون به جریانات مارکسیستی داد: " دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: نبايد تريبون را به دست كساني داد كه از انديشههاي ماركسيستي و الحادي خود دفاع ميكنند "۵
البته ایشان واقعا جانب انصاف را رعایت کرده و به درستی تباین آرمانی بین سوسیالیسم و اسلام را بیان کرده است: " وي ادامه داد: اين كه از تريبون يك تشكل رسمي در جمهوري اسلامي تبليغ ماركسيسم - لنينيسم ميشود هيچگونه با منطق آرمانگرايي اسلامي سازگاري ندارد."۶
البته در ادامه آمده است که باید آزادی بیان را پاس داشت: " بسيار پسنديده است و پاس داشتن آزادي بيان و احترام به نگاه ديگران و تفكر آراءشان قابل تأمل است." ۷
البته در ادامه میزان اعتقاد ایشان به آزادی بیان را بررسی می کنیم. ایشان آزادی بیان و عقیده را در این می دانند که عکس شریعتی باید در دیوار ها به جای عکس چه گوارا باشد: " همين افراد كه ياد چهگوار را گرامي ميدارند امروز اجازه نميدهند حتي عكس شريعتي را به عنوان شخصيتي برجسته معرفي كنيم." ۸
گویا ایشان چندان به تلویزون جمهوری اسلامی نگاه نمی کنند که به طور متداول دارد از دکتر شریعی نام می برند! دوست عزیز باید بدانند که شریعتی و امثال او چندان مسئله ای برای حاکمیت نیستند. حاکمیتی که حتی مصدق و ملی گرا ها غیر دینی را هم مصادره کرده برایش کاری ندارد شریعت را هم مثل یک فرزند نا خلف اما مسمان سر سفره اش قبول کند. چون همه از آب شخور یک منافع طبقاتی خاص سر چشمه می گیرند.
البته ایشان در ادامه معنای واقعی تبادل فرهنگی را هم برای ما روشن می کند. البته مشکل آن جاست که ایشان بهتر بود به فرهنگ لغات مراجعه می کرد تا بفهمد تبادل یک عمل دو طرفه است نه این که تنها یک طرف به دیگری فرهنگ آن هم از نوع " جمال الدینی اسد آبادی " و شهدای گرانقدر دیگر اسلام! صادر کند:
" چراكه ما هيچگاه تفكرات آنها(كمونيستها) را قبول نداشتهايم و كوبا با ما ۱۸۰ درجه تفاوت دارد. اگر بحث تعامل و تعادل فرهنگي است، بايد از سوي طرف مقابل نيز همايشهايي براي بزرگداشت شهيد چمران، سيد جمالالدين اسدآبادي و شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي شاهد باشیم." ۹
آیا گفتمان سوسیالیستی قابل مصادره است؟
در ابتدای متن اشاره کردیم که جمهوری اسلامی قصد دارد گفتمان های مختلف را مصادره کند. در این چند وقت بار ها دیده ایم که چگونه گفتمان ناسیونالیستی رنگارنگ به وسیله آنان مصاده شده است. گرامی داشت شعرای فارسی زبانی که نمادی از ناسیونالیسم ایرانی اند، مطرح کردن بحث قومیت ها در قالب ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی، مطرح کردن کوروش کبیر و تاریخ گذشته عظیم ایران داستان فیلم ۳۰۰ و....
همه و همه نشان از عزم جدی حاکمیت برای استفاده از این گفتمان بری منافع خود که همانا امتیاز گیری از طرف های خارجی در مناسبات سرمایه داری جهانی است می باشد. در این میان حاکمیت یک پروژه نیز برای مصادره گفتمان سوسیالیستی و ضد امپریالیستی هم داشت. متاسفانه به خاطر انحرافای که در میان طیفی از نیرو های به اصطلاح چپ وجود داشت این بستر برایش فراهم شد. طیفی که به واقع می توان آنان را در بهترین حالت جناح تندروی همان ملی گرای های ایرانی انست اما با رنگ و لعاب چپ!
حال در این شرایط که گویا یکی از فاز های این پروژه که همانا سو استفاده از شخصیت های مبارز چپ مثل چه گوارا است شکست خورده فرصت بررسی بهتری برای ما به وجود آمده است.

نقطه تباین چپ ها و سوسیالیست ها با حاکمیت فعلی را باید در دیدگاه آنان نسبت به منافع اجتماعی ـ طبقاتی شان جستجو کرد. اسلام سیاسی در خاورمیانه هیچ جایگزینی برای مناسبات سرمایه داری ندارد! خود جزئی از سرمایه داری متاخر است. صورتبندی از این نظم بربریت وار! به جرات می توان گفت جناح های تندرو تر آن برای رفورم های اقتصادی تحمیلی سرمایه جهانی آمادگی بیشتری دارند همان طور که می بینیم بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد و مطرح شدن ارجای اصل ۴۴ قانون اساسی حاکمیت اسلامی و بی کار سازی و تعرض گسترده به طبقه کارگر همه و همه نشان دهنده ی آن است که اسلام سیاسی تنها می خواهد با گرفتن امتیاز های بیشتر به نظم جهانی سرمایه بپیوندد!
در این میان تصور کودکانه ای که برخی از جوان ها لیبرال وطنی در این همان گفتنمان چپ و سوسیالیستی با اسلام سیاسی دارند تنها لبخندی از سر دل سوزی برای ما بر می انگیزد! بهتر است این دوستان نیز به همان جریانات اصلی و بستر اصلی شان مثل نهضت آزادی بپیوندند ودر کنار قبر کوروش کبیر در حالی که برای دفاع از منافع ملی( بخوانید منافع طبقه مسلط ملی) رژه می روند سرود ای ایران را با صدای بلند بخوانند!
۱- گزارش سخنرانی دختر چه گوارا / در آوای دانشگاه بخوانید
۲- خط قرمز لیبرالیسم ایرانی: نبايد براي انديشههاي ماركسيستي تريبون فراهم كرد / مصاحبه ایسنا با فعالان اسلام گرای دانشجویی / در سایت سلام دموکرات بخوانید
۳-همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید
۴- همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید
۵- همان / در سایت سلام دموکرات بخوانید
۶- همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید
۷- همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید
۸- همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید
۹- همان/ در سایت سلام دموکرات بخوانید